کودک من

نقاشی های ساجده 4 سال و 10 ماه

نقاشی های 2 سال و 9 ماه نقاشی 2 سال و 10 ماه نقاشی های 2 سال و 10 ماه بازی و نقاشی نقاشی 3 سال و 10 ماه نقاشی های ساجده 4 ساله عاشق این نقاشی اش هستم. ساجده می گه اینجا همه دارن نماز می خونن. مهر و جانماز رو هم کشیده   ...
1 شهريور 1395

شولی یزدی

با تشکر از مامان امیر کوچولو برای درست کردن و ارسال شولی یزدی مواد لازم : سبزی آش (اسفناج و تره و شوید) 1 کیلو چغندر 2 عدد آرد 2 پ پیاز 1 عدد نمک و زردچوبه و نعنا مقدار لازم سرکه یا قره قروت مقدار لازم طرز تهیه : چغندر رو نگینی کرده با آب در قابلمه ریخته و سبزی خرد کرده رئ اضافه و زمانی که پخته شد آرد رو که از قبل رقیق کرده به مواد اضافه می کنیم. در آخر پیاز داغ و سرکه یا قره قوروت اضافه می کنیم تا جا بیفته. ...
10 مرداد 1395

جعبه کادو

یکی از دوستان عزیزم این جعبه کادو رو درست کرده آموزش تصویری جعبه آموزش تصویری جعبه ستاره ای آموزش تصویری درست کردن جعبه گیفت مستطیلی آموزش تصویری پاکت قلبی نمونه کادو گرفتن گیفت کادو گرفتن به روش سریع باز شدن دانلود جعبه قلبی جعبه گیفت مکعبی دانلود جعبه گیفت فایل PDF جعبه گیفت طرز درست کردن کیف گیفت در 30 ثانیه آموزش تصویری جعبه دایره ای دانلود چند نمونه جعبه گیفت چاپ چند نمونه جعبه گیفت دانلود دو نمونه جعبه گیفت نمونه جعبه گیفت به شکل کیف - کاسه ...
27 تير 1395

جشن دندونی محیا السادات عزیز

گیفت دندونی که خودم با نمد درست کردم . بیرون چهار پنج تومن بود دونه ای .      کیک دندونی که خودم خیلی عاشقش شدم خیلی عالی شده بود . خامش هم خامه قنادی نبود ازین پاستوریزه ها بود که خودم درست کردم .      غذا ها شامل . انار بیج ( غذای شمالی ) . باقالی پلو با مرغ . ماهی شکم پر . مرغ . الویه .ته چین  دسر فرونتاژ پرتقال و ژله گل و میوه   سالاد کلم و سالاد فصل . زیتون پرورده و ماست و خیار                لباس دندونیش هم کار خودمه      تزیین هال برای دندونی محیا  ...
3 خرداد 1395

مایده و محیا عزیز و یلدا سال 94

    تزیین لواشک به شکل گل رز    تزیین آجیل    شکلات انار کار خودمه    تزیین پشمک به شکل ادم برفی    تزیین کدو    تزیین هندوانه    ژله خورده شیشه با رنگ صورتی برای اولین بار خودک که خیلی دوستش داشتم      اینم دخمرای خوشگلم    http://www.mamanfateme.blogfa.com/ ...
3 خرداد 1395

انگوری و خاله پیش‌پیش

داستان نوشتاری انگوری و خاله پیش پیش انگوری یک گربه سیاه کوچولو بود. یک روز مادر صدایش زد و گفت:«انگوری جان! امروز این ظرف پنیر را برای خاله پیش پیش ببر. توی راه مواظب سگ ها باش. سگ ها دشمن گربه ها هستند. آن ها را دنبال می کنند و می گیرند و می خورند.» انگوری گفت: «باشه مامان، مواظبم.» و پنیر را در سبد کوچکی گذاشت و به راه افتاد. خاله پیش پیش در دهکده دیگری زندگی می کرد. انگوری رفت و رفت. او تا آن روز هیچ سگی را ندیده بود. انگوری از کنار مزرعه ای می گذشت که حیوان سبز کوچکی دید. او وسط راه نشسته بود و اطراف را نگاه می کرد. انگوری با خود گفت: «نکند این سگ باشد؟ ولی با این کوچولوی...
1 ارديبهشت 1395
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به کودک من می باشد