کودک من

اولین آرایشگاه ساجده

1392/8/4 19:48
نویسنده : سپیده
2,469 بازدید
اشتراک گذاری

چند ساعت قبل از رفتن به آرایشگاه حسابی براش توضیح دادم که می خوایم بریم آرایشگاه و خاله موهاتو کوتاه کنه و قیچی بگیره تو دستش و قچ قچ کنه. خلاصه تا بعد از ظهری می گفت : آشگاه یعنی آرایشگاه. وقتی رفتیم خیلی آروم نشست و 15 دقیقه ای تمام شد. قلب

قبل از آرایشگاه و منتظر برای کوتاه کردن مو

کودک من

بعد از کوتاهی

کودک من

نمای پشت

کودک من

کودک من

کودک من

و بوووووس برای شماماچ

کودک من

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (11) مشاهده جعبه ارسال نظر
عمه زهرا
4 آبان 92 20:02
وووووووووووواااااااااااااااااایییییییییییییییی عمه مبارک خوشکل بودی خوشکل تر شدی
عموامین
4 آبان 92 20:05
عموجان خیلی خوشکل شدییییییییییی
عمه آمنه
4 آبان 92 20:06
خیلی ماه شدی خوشکل عمه. قربونت برم
میترا
4 آبان 92 20:26
چه خشکل شدی
مامان امیرعلی (ریزه میزه)
5 آبان 92 0:32
ماشالا چقد خوبی خیلی هم خوشگل شدی ساجده جون بوس


بوس[
مامان علی خوشتیپ
5 آبان 92 8:34
چه خوشگل...چه خوشگل...چه خوشگل شدی دختر
ماشاالله هم گفتم.مبارکه


مامان یزدان
5 آبان 92 9:01
ماه بودی ماه تر شدی خاله جون


مامان ثمين
5 آبان 92 10:52
يه بوس آبدار هم براي شما عزيز دلم.خيلي موهات خوشگل شده


mahtab
5 آبان 92 16:50
چه خوب که از ساجده جون هم مینویسین مبارکش باشه
زنبق
8 آبان 92 10:23
سلام. عروسک خانوم خیلی ناز شده ماشاالله...
خیلی برام جالب و عجیبه که یه ربع آروم نشسته تا موهاشو کوتاه کردن... چون فاطمه زهرای ما هنوز که هنوزه خودم براش کوتاه می کنم چون فکر نمی کنم انقدر بتونه بشینه و تکون نخوره!اون هم زیر دست خانم آرایشگر...
ببوسید ساجده خانوم دسته گل رو...


سلام. مرسی عزیزم. آره برای منم عجیب بود ولی از چند ساعت قبلش باهاش کلی حرف زدم.
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به کودک من می باشد