کودک من

لجبازی کودک و کتک زدن کودک

1393/2/16 15:13
نویسنده : سپیده
2,566 بازدید
اشتراک گذاری

درباره لجبازی کودکان مخصوصا کودکان 2 ساله مطلب زیاده. اینکه موقع لجبازی باید صبر ایوب رو از خودمون نشون بدیم واقعا سخته. از خیلی وقت پیش درباره لجبازی در این سن و تغییر رفتارهای ناگهانی مطالعه کرده بودم تا اگه در این موقعیت قرار گرفتم بتونم باهاش کنار بیام. و مامان پرهام عزیز یادآوری کردند تا پستی در این باره بزارم. این مطلب فقط و فقط تجربیات من و بعضی از دوستانم بوده که شاید برای شما هم مفید باشه

 

بچه ها تو یه سنی یهو تغییر رفتار می دن و جایی خونده بودم که در بعضی از کودکان از 18 ماهگی شروع می شه و به وحشتناک ترین سن تعبیرش کرده بود. البته از 18 ماهگی شروع می شه که امید هست تا 3 یا 4 سالگی تمام بشه. که متاسفانه در بعضی از کودکان هم زمان با از پوشک گرفتنشون می شه.

گاهی تو خانه کودک مادرهایی رو می بینم که چقدر با بچه هاشون صبوری می کنن. موقع رفتن بچه گریه و داد و بیداد و مادر خیلی خونسرد رفتار می کنه. و یا رفتارهایی مشابه با این. و همیشه به خودم می گم : عجب مادر صبوری. چقدر خونسرد !

ولی واقعا تو زندگی خودشون هم همین طورن ؟ بچه گریه و داد و جیغ و مادر همین طور خونسرد و مثل یخ ؟!

جواب این سوال می شه آره باشه و می شه نه باشه و بگیم حالا می خواد جلوی دیگران فیلم بازی کنه.

ولی با یه مطالعه درباره لجبازی کودک و اینکه در سن 2 سالگی به بالا چطور لجباز و یک دنده می شن می شه با قضیه کنار اومد. و تنها راهش رو خونسردی و بی توجهی به کودک در اون شرایط است.

گاهی ساجده اینقدر لج بازی و جیغ و گریه می کنه که حوصله آدم واقعا سر می ره و تنها راهش بی توجهی و محل نگذاشتن هست. گاهی که خودم هم باهاش لج می کنم می بینم وضع داره بدتر می شه و اینجاست که یهو این جمله یادم می یاد : با کودکان لجبازی نکنید زیرا در لجبازی با کودک برنده آنها هستند." و اینجاست که یهو خودم رو جمع می کنم و فقط زیر لب صلوات می فرستم.

یکی از دوستانم تعریف می کرد که : من اصلا تحمل جیغ های دخترم رو ندارم و وقتی جیغ می زنه و باهام لجبازی می کنه رو اعصاب منه و منم با دمپایی اونو می زنم.

خب شاید الان همتون با خوندن این مطلب به این مادر فحش بدید ولی واقعا تحمل شما در چه حد هست ؟ شما تا حالا هیچ وقت بچه خودتون رو کتک نزدید ؟ منظورم از کتک نه کتک زدن خشن . منظورم یه کتک آروم با دست که یه جورایی حرصتون رو سرش در بیارید .

من که خیلی خیلی روی خودم کار کردم و می کنم که باید و باید در مقابل لجبازی و جیغ زدنهای ساجده صبوری کنم و با ذکر صلوات خودم رو آروم می کنم و همیشه و همیشه به خودم می گم : اقتضای سنشه

و یاسخ دوستان عزیز که در بحث شرکت کردند :


سپیده
ارسال پاسخ : 1393/2/14 - 17:54
  بیشتر وقتها من این راهکارها رو پیش می برم :
1- کم محلی مخصوصا وقتی شروع به جیغ زدن می کنه
2- بهش می گم برو تو اتاقت و وقتی گریت تمام شد بیا بیرون (اینو قبلا یکی از مامانها گفته بود که برای من نتیجه داده)
3- خودم تا می تونم صلوات می فرستم تا آروم بشم

البته اینو بگم که اگر زن و شوهر با هم متحد باشن و این راهکارها رو انجام بدن نتیجه می ده ولی اگر زن یه چیزی بگه و مرد چیز دیگه قضیه فرق می کنه.

لطفا اگر دوستان می تونن مامان مریم رو راهنمایی کنن.

مامان پریسا
ارسال پاسخ : 1393/2/14 - 17:17
  دوستان یادتون باشه که فقط با محبت کردنه که همه ی مشکلات خصوصا با بچه ها حل میشه...

من هر وقت با پریسا در این گونه موارد مشکلی پیدا میکنم علاوه بر راهکارهایی که قبلا گفتم ، اگر شرایطش برام محیا بشه و بتونم خودمو اروم نگه دارم.... سعی میکنم از در دوستی و محبت و 2 تا قربون صدقه و بوسه وارد بشم..... چنان معجزه ایی میکنه که دیگه جایی برای لج بازی باقی نمیذاره.

مامان سویل و آراز
ارسال پاسخ : 1393/2/14 - 15:55
  البته دوستان من نمیگم روش من صحیحه من چون نتیجه میگیرم اینجا نوشتم و همینطور سعی میکنم روش روانشناسانی که با اعتقادات من منطبقه استفاده کنم
همه بچه ها یکی نیستن مثل خود ماها که عقایدمون متفاوته نه؟
اگه از نظر شما اشتباه میکنم لطفا بگین

مامان سویل و آراز
ارسال پاسخ : 1393/2/14 - 15:51
  مامان فاطمه جون متوجه شدم
ولی خوشبختانه اراز سرشو به طرفین تکون نمیده چشاشو میبنده یکسره گریه میکنه وقتی بغلم کنم چشاشو باز میکنه
ولی گفتم که مستقیم نمیگم نه خب اونطوری بیشتر لج میکنه گفتم خیلی اروم حتی با ناز کردن موهاش بهش توضیح میدم
مثلا چند دقیقه پیش ابجیش بهش شیر داد اونم نی میخواست که باهاش بخوره ابجیش نداد شیرو ریخت رو فرش من زل زدم بهش رفت از کشو یه دستمال اورد فرشو پاک کرد (مثلا به خیال خودش پاک شد) بعد دوباره نشست روی مبل و گریه کرد گفتم گریه نکن بگو چی میخوای چون میدونه گریه کنه نمیدم چشاشو پاک کرد و گفت میخوام با نی بخورم بغل کردم بردم اشپزخونه و همونطور که بهش نگاه میکردم و توضیح میدادم گریه کار خوبی نیست باید از ابجیت خواهش کنی بده یه لیوان شیر دادم دستش نی هم دادم بعد بهش گفتم شیرو رو فرش نریز بوی بد میده
اگه نی میخوای بدون گریه به ابجی بگو بده
یا لوگوهاشو جمع نمیکرد جارو بکشم اولش گفتم لوگو هاتو جمع کن خونمونو تمیز کنیم طفره رفت و کاکائو میخواست گفتم اول با کمک هم لوگوهاتو جمع کنیم مهمون میاد میگه خونتون کثیفه بعد تو بشین من برم برات بیارم تازه خیلی هم خوشش اومد عاشق کار مشترکه

مامانی فاطمه
ارسال پاسخ : 1393/2/14 - 15:36
  سلام مامان سویل واراز عزیزم .با پشت سرش همینطور که داره سرشو تکون میده به طرفین میکوبه توی صورت من یعنی سرشو میاره عقب و صورتو وبینی بنده رو بطور تصادفی هدف قرار میده .مامانی عزیز بعد شما حرفتو قاطع میگی عکسالعمل شدیدتر نمیبینی یعنی من اگر به فاطمه محکم بگم نه نمیشه بهت اینو بدم جرغاش بلندتر وبنفشتر میشه

مامان مریم
ارسال پاسخ : 1393/2/14 - 14:34
  دوستای خوبم اگه تجربه ای دارین باهام در میون بزارین و سپیده جون معذرت میخوام که اینجا سوالمو مطرح کردم چون تو جواب قبلی خودتون اجازه دادین جسارت کردم
و من امروز با سرچ تو اینترنت فهمیدم اسم این حرکت قشقرقه و تو این سن شایعه و تو همون شمال فهمیدم آیدین هربار که الکی قشقرق میکنه فقط داره امتحان میکنه ببینه امتیازی که قبلا گرفته سرجاشه یا نه؟؟؟!!!
و واقعا مبهوت درک موقعیت یه بچه دو سال و نیمه ام!!!
و اینکه هروقت من به همسرم یاد میدم چیکار کنه آیدین عصبانی تر میشه و این یعنی همه چیو میفهمه و کاملا به اوضاع مسلطه
منتظر نظراتتونم

مامان سویل و آراز
ارسال پاسخ : 1393/2/14 - 14:28
  مامانی فاطمه جون من متوجه منظورتون نشدم( اونوقت اون همینطور که میخواد بغل شمانیاید درحین اینکه داره سرشو تکون میده با پشت سرش بکوبه توی صورتش چه حالی میشید ) یعنی چی با پشت سرش چطوری تو صورتش بزنه
من با افعال معکوس هم مخالفم چون این تو ذهن بچه میمونه که باید همیشه برعکس کاری که مادر میگه نکن انجام بده و اونوقت اگه چیزی هم مادر بخواد که انجام بده بچه برعکسشو انجام بده و نکنه
یعنی یاد میگیره همیشه ساز مخالف بزنه (نظر شخصی من)
ولی روانشناسان میگن وقتی بخواید چیزی تو مغز بچه بره و برای همیشه یادش بمونه باید بچه رو اروم کنید بعد در کمال ارامش چشم در چشم بچه طوریکه تمام حواسش به شما باشه حرفتونو قاطع و جدی نه با خنده و نه با اخم و ابرو تو هم کردن بگید
من که روشم اینه و شکر خدا بچه هام نسبت به بچه های اطرافیان ارومترن البته نه اینکه خیلی ساکتن و مظلوم نه خیلی هم پر تحرک و پرحرف و شلوغن ولی از نوع باادبانه اینو از تعریف و تمجید های فامیل میدونم

فهیمه
ارسال پاسخ : 1393/2/14 - 14:10
  سلام .منم از روش افعال معكوس استفاده ميكنم البته بعضي وقتها هم خيلي عصباني ميشم و فرياد هاي وحشتناكي ميكشم.!

مامان مریم
ارسال پاسخ : 1393/2/14 - 14:05
  ما چند روز پیش به مدت 4 روز شمال بودیم و من نکته هایی از پسرم دیدم که هنوز تو بهت و حیرتم!!!
ما با خواهر شوهرم و همسرش به سفر رفته بودیم و خیلی جمع دوست داشتنی داریم و پسرم عاشق عمشه و اونم فوق لیسانس روانشناسی داره و خیلی خوب با آیدین کنار میاد و بلده چی و کجا بگه و دوسش داره ولی........
ما همه همیشه از پرت کردن حواسش واسه تقاضاهای نامعقولش استفاده میکنیم و خیلی خیلی جواب گرفتیم تا تو این سفر من متوجه شدم پسرم داره سوءاستفاده میکنه
1 بار تو قایق موتوری و 1 بار تو جنگل بدون اینکه بگه چی میخواد و چرا شروع کرد به جیغ و گریه و فریاد و بهانه که بغلم کن اینور برو وایسا و بعد که پرسیدیم آخه چی میخوای اول آروم باش شروع کرد به چنگ انداختن صورتمون و گاز گرفتن!!!
من اصرار کردم که بهش توجه نکنیم و متاسفانه همسرم نتونست تحمل کنه و گریش گرفت و این باعث شد به پسرم نقطه ضعف نشون بده و کار بدتر شد...... تو خونه دوباره به خاطر شستن دستاش شروع به جیغ و داد و گریه کرد و همسرمو مجبور کرد بدون لباس ببرتش ماشین سواری.......
من خیلی با همسرم صحبت کردم و ازش خواستم تا احساساتشو کنترل کنه و کمک کنه تا این رویه باج گیری برای آیدین عادت نشه و تو ماشین موقع برگشت باز آیدین شروع کرد و با همکاری همسرم اینبار بهش باج ندادیم و به بهانه اینکه بابا داره رانندگی میکنه نگذاشتم بغلش کنه و بار دوم تو خونه آخر شب به گریه بی توجهی کردیم و فقط من میگفتم داد نزن و بگو چی میخوای؟
وقتی ساکت شد به همسرم گفتم حالا میتونی بغلش کنی ولی آیدین باز شروع کرد به گریه و فریاد و زدن و من اشاره کردم بزارتش زمین و بعد چند بار آروم شد
و روز بعد که با فریاد شیرکاکائو خواست بهش گفتم باید بگه خواهش میکنم و این بار قبول کرد ولی میدونم این کار زمان بیشتری میطلبه و میدونم فهمیده نمیشه از من باج بگیره و از باباش میشه چون من امروز لباس اتو میکردم و اونم چند بار خواست به اتو دست بزنه من توضیح دادم که داغ و خطرناکه و به ماشینش میگفتم مک کوئین دست نزنیا خیلی داغه و اونم به همه ماشیناش این جمله رو گفت و اطراف من بازی میکرد ولی تا باباش اومد شروع کرد به بهانه گرفتن که بزارم رو لباسا بازی کنه و بعد هم گیر به باباش که بریم ددر و پاشو!!!
ببخشید خیلی حرف زدم ولی این بدترین اتفاق تربیتی بود که برام افتاده و میخوام راهنماییم کنید .........ممنون

مامان سهند و سپهر
ارسال پاسخ : 1393/2/14 - 13:04
  من خلاصه ی صحبتم و اینجوری میگم:
روشهای من برای مقابله با لجبازی بچه هام اینه:
1-پرت کردن حواس از موضوع
2- لحن بسیاااااااار آرام و دوستانه برای انجام کار مورد نظرم
3-کمک گرفتن از همسری با حوصله
4-بکار بردن فعل های معکوس جهت انجام کار مورد نظرم
5-مدام به خودم میگم این اقتضای سنشون هست و باید شخصیت مستقلشون شکل بگیره ( تازه ته دلم غنج هم میره از این شخصیت مستقل فلفلی هام)

مامان سهند و سپهر
ارسال پاسخ : 1393/2/14 - 12:55
  من که پرت کردن حواسشون از موضوع خیلی کمکم کرده .
ولی بعضی موقع ها واقعا کم میارم و اینجوری میشه که من میرم کنار تا خودمو آروم کنم و همسری میاد با حوصله بیشتر با اینها سر و کله میزنه
ما ترفندمون اینه.
هر موقع همسری بی حوصله میشه من میام میونه ماجرا رو میگیرم و راضی شون میکنم و برعکس.
راستی هیچی مثل زبون خوش و چرب و نرم بچه هامو راضی نکرده. من که هر موقع صدامو بلند کنم هم نتیجه عکس میگیرم... بنابراین با کلی صبوری فقط با جون و قربون راضیشون می کنم کاری که میخوامو انجام بدن و با کمال تعجب باید بهتون بگم فورا نتیجه میده.
مثلا وقتی اسباب بازی برادرش رو میگیره و اون ناراحت میشه من با لحن آروم میگم آفرین پسر مهربونم الان اسباب بازی داداشی رو بهش میخوای بدی من میدونم . آفرین تو خیلی مهربونی ... و اینقدر میگم که اون کارو میکنه و اسباب بازی رو به برادرش پس میده!! باورتون میشه آیا؟؟؟؟
صدای آروم و با لحن مهربونانه رو امتحان کنین .
بعد یه چیز دیگه هم که گاهی بسته به موقعیت انجامش میدم اینه که یه چیزیو برعکس ازشون میخوام
بازم سریع انجام میدن.
مثلا میگم : یه موقع نیایین دستاتونو بشورین هااااا . اصلا نیایین . اصلا اجازه نمیدم. ... بعد صدای خنده و شادی و وروجک بازیشون میره بالا و بدو میان دستاشونو بشورن!!!
اینم از راهکارهای من.
ولی لازمه اجرای همه اینها این هست که عصبی نشید و هر وقت خواستید عصبانی بشید به این فکر کنید که با یه کودک طرف هستید نه آدم بزرگ و این لازمه کودکی هست!
و اینکه این کودک عزیز تر از جانمون و پاره تنمون هست

مامانی فاطمه
ارسال پاسخ : 1393/2/14 - 12:35
  منم از اینکه حواسشو پرت کنم به یه موضوع دیگه واقعا نتیجه گرفتم ولی بعضی مواقع واقعا ادم عصبی میشه فکر کنید خودتون عصبی باشید بعد بخواید بچتونو ازاون محیط دور کنید تا حواسش پرت بشه اونوقت اون همینطور که میخواد بغل شمانیاید درحین اینکه داره سرشو تکون میده با پشت سرش بکوبه توی صورتتون چه حالی میشید من تاحالا دوبار اینطوری شدم که هیچ کاری غیراز یه کوچولو زدن اونم فقط به پشتش راضیم نمیکنه ولی کلا با صدابلندکردن هم وافقم ولی بدیش اینه که همه جا نمیشه داد بزنم مثلا خونه مادر شوهر فاطمه دیگه از کنترلم خارجه چون نمیشه اونجادادبزنم

سپیده
ارسال پاسخ : 1393/2/14 - 10:32
  دقیقا مامان سویل و آزار. به کودک تا اونجا که می شه و براش ضرری نداشته باشه نه نگید. و به قول مامان روانشناس اگه براش ضرر داشت خون گریه کرد هم نباید بهش بدید.
ارسال پاسخ : 1393/2/14 - 10:09
  سپیده جون پسر من هم بعضی وقتها لجبازی میکنه
و در مقابلش اگه من هم لج کنم برمیگرده میزنه
ولی من همینکه ببینم در مقابل خواسته غیر معقولش اگه کوتاه بیام اشتباهه و گرنه ممکنه تو ذهنش بمونه که با لجبازی و گریه میتونه به خواستش برسه رو پاهام مینشونمش سرش با دستام نگه میدارم طوری که چشاش مقابل چشمام باشه و خیلی اروم با ارومی و جدیت کار بد و علت مخالفتم بهش میگم
یا بغلش میکنم میبرم یه جای دیگه تا حواسش پرت به و یادش بره
ولی به نظر من گاهی وقتها نباید در مقابل خواسته های بچه ها (اگه بیضرر ) باشه مخالفت کرد
بچه که نمیشه همیشه بله چشم بگه باید اون هم در بعضی شرایط نه گفتنو یاد بگیره
باید بهش اجازه مطرح کردن فکر و نظرشو داد تا اعتماد به نفس داشته باشه طولانی شد ببخشید

سپیده
ارسال پاسخ : 1393/2/14 - 9:44
  دوستان لطفا شما هم اگر تجربه ای دارید بحث رو ادامه بدید.
سن 2 سال یا شاید قدر ی کمتر وحشتناک ترین سن هست و باید قبل از به این سن رسیدن بچه ها اطلاعاتی در مورد رفتارها داشته باشیم تا بتونیم خوب از پسش بر بیایم.
منظورم از عهده این رفتارها بر بیایم نه از عهده کودک

سپیده
ارسال پاسخ : 1393/2/14 - 9:40
  قربونت برم مامان ناهید.
مامان ناهید یه سایت روانشناسی خارجی رو داشتم ترجمه می کردم که این جمله رو نوشته بود :
هر وقت بچه هاتون کار اشتباهی می کنن و در سنی هستن که بتونن دعوا و اخم شما رو درک کنن بعد از دعوا کردن اگه بچه اومد طرفت حتما بغلش کن. کم محلی نکن و از کلمه دیگه دوست ندارم به هیچ عنوان استفاده نکن.
دیروز ساجده اصرار داشت که کتاب داستانش رو پاره کنه. بهش گفتم : نه کار خوبی نیست ولی کو گوش شنوا. لجبازی که اقتضای سنشون هست رو حسابی بهم نشون داد. منم کتاب رو گذاشتم بالا که دستش بهش نرسه.
اونم یکی از شیک ترین ظرفهای شیشه ای رو زد شکوند.
اشتباه من : نباید کتاب رو بالا می زاشتم چون یه جورایی احساس کرده دارم منم باهاش لج می کنم و باید راه دیگه ای رو انتخاب می کردم.
عکس العمل من : سریع ساجده رو از آشپرخونه بردم بیرون تا شیشه بهش صدمه نزنه و چون اون مطلب رو خونده بودم به اعصابم مسلط شدم و یکی آروم خیلی آروم زدم تو پشتش و بهش گفتم : کار بدی کردی.
(خوب شد اطلاعاتی در مورد این رفتارها داشتم وگرنه اصلا نمی تونستم خودمو در مورد شکستن ظرف ها کنترل کنم)
عکس العمل ساجده : گریه کرد و احساس کردم متوجه اشتباهش شد و به طرف من اومد تا بغلش کنم. منم بغلش کردم و اشتباه کارش رو براش گفتم.

مامان پریسا
ارسال پاسخ : 1393/2/14 - 7:54
  سلام سپیده جان

من شخصا برای مواقعی که پریسا باعث عصبانیتم میشه ، اول یه نگاه خاصی بهش میکنم که دیگه تا حالا خودش یاد گرفته که این نگاه یعنی چی

بارها شده که همون نگاهم باعث شده بیاد و کلی به خاطر کار اشتباهش توضیح بده....

گاهی هم خیلی جدی باهاش صحبت میکنم بدون خنده یا قربون صدقه ( برای مواقعی که کار اشتباه کرده)

و یه کوچولو هم صدامو میبرم بالا که متوجه وخامت اوضاع بشه.

ولی خدا رو شکر تا اونجا که به یاد دارم از کتک زدن استفاده نکردم به جز یه موارد خیلی خاص که خودش مثلا از روی شوخی یا وقتی عصبانی بوده یا چیزی خواسته و بهش ندادم اومده و برای تلافی کردن یکی منو زده و من برای این که متوجه بشه این کار بده و درد داره به همون نقطه ضربه زدم .... در غیر این صورت مخالف 100 در 100 کتک زدن هستم.

مامان ناهید
ارسال پاسخ : 1393/2/14 - 2:29
  سپیده جونم سوال بسیار خوبی رو مطرح فرمودید راهنمایی دوستان آدمو به خودش میاره که باید همیشه بر اعصابمون در مقابل تربیت فرزندمون مصلت بود
چقدر دلم براتون تنگیده بود ولی خیلی من فرصتم کمه که بیام بهتون سر بزنم البته میام ولی یه کم با تاخیردر کل دوست داشتم باهاتون حرف بزنم که حالا افتخار نصیبم شد
بوووووووووس

مامان ناهید
ارسال پاسخ : 1393/2/14 - 2:25
  منم باهاتون موافقم مخصوصآ مامان پریسا جون
هیچ مادری نیست که همیشه اعصابش آروم باشه وبتونه همیشه در مقابل اذیت کردنها ولجبازی بچه هاش باملایمت رفتار کنه ممکنه همون موقع اعصاب اینو نداشته باشه که بتونه لجبازی وگریه زاریشو تحمل کنه گاهی ممکنه کتک بزنه گاهی هم دعواش کنه که هیچ فایده نداره جز لجبازتر میشه چرا دروغ بگم هروقت آمپرم بالاست تحمل ندارم دخترمو قربونش برم دعواش می کنم بعد هم تو بغل میگیرم که کاری بسیار اشتباهیست وشما این کارو نکنیداما این فقط بعضی وقتهاست در کل بی تفاوتم وبعد یه کم لجبازی وگریه زاری آروم میشن

مامان سوده و بابا امین
ارسال پاسخ : 1393/2/14 - 1:19
  جالبه چون خیلی محدودش نکردم وقتی براش توضیح میدم که به این دلیل نباید این کارو بکنی سریع قبول میکنه

مامان سوده و بابا امین
ارسال پاسخ : 1393/2/14 - 1:18
  من براش توضیح میدم به زبون خودش خیلی هم امر و نهی ندارم فقط در بعضی مواقع که واقعا کارش ضرری برسونه یا خطری داشته باشه پسرم ۲۱ ماهشه خیلی زوده واسه امر و نهی شدن به نظر خودم

ساناز
ارسال پاسخ : 1393/2/13 - 23:33
  بنظر من كتك زدن بيفايده است چون برداشتي كه كودك از كتك ميكنه با برداشت ما فرق داره ... من خودم گاهي دعواش ميكنم ولي احساس ميكنم بيفايده است تا وقتي كه دركش كاملتر بشه بايد صبوري كرد و با رفتار درست بهش آموزش داد نه با كتك و دعوا ..

سپیده
ارسال پاسخ : 1393/2/13 - 22:41
  لطفا بهم بگید شماها در مقابل رفتارهایی که کودکتون انجام می ده و باعث عصبانی شدن شما می شه چه عکس العملی انجام می دید ؟

مامان
ارسال پاسخ : 1393/2/13 - 22:34
  با کتک زدن مخالفم

سپیده
ارسال پاسخ : 1393/2/13 - 22:25
  به نظرتون در مقابله با لجبازی کودک و یا وقتی کار اشتباهی رو انجام می ده (با اینکه بهش گفته شده این کار رو نکن) یه دعوا و یا زدن خیلی آروم به دست کودک بازم اشتباهه ؟ صرفا برای اینکه متوجه اشتباهش بشه

مامان سوده و بابا امین
ارسال پاسخ : 1393/2/13 - 20:07
  من کاملا با نظر مامانها موافقم و البته باید بدونیم منظور از لجبازی چیه
گاهی اشتباها به حس استقلال طلبی بچه برچسب لجبازی زده میشه و در نتیجه عکس العمل بزرگترها باعث سرخوردگی بچه میشه

سپیده
ارسال پاسخ : 1393/2/13 - 15:47
  و البته منم با کتک زدن مخالف هستم و این سوال یکی از دوستان عزیزم در وبلاگ بود که یه پستی هم براش گذاشتم و می خوام نظرات شما عزیزان رو هم که اینجا می زارید زمینه اش کنم.

مامان سمیه
ارسال پاسخ : 1393/2/13 - 12:52
  به نظر من لجبازی بچه ها چیزی نیست که یهو بشه باهاش برخورد کرد وبه روش تربیتی بر میگرده.اگه از اول مادر قاطعی بوده باشید حتما فرزندتون متوجه شده که لجبازی و گریه فایده نداره و خودش آروم میشه ولی اگر از اول بعد چند لحظه کم آورده باشید خوب معلومه حتی کتک زدن هم بی فایدس و باید شما کوتاه بیاید.کتاب ننی مربی تربیتی برای کمک میاید.نوشته میشل لارو .مترجم مینو غفاری.انتشاراتنشر استاندارد عالیه.اول رفتار غلط رو مثل یه داستان نوشته بعد رفتار صحیح رو بازم مثل فیلم نامه نوشته وکلی راجع بهش صحبت کرده.

مامانِ عسل
ارسال پاسخ : 1393/2/13 - 12:35
  من همیشه اولش بی تفاوت خودم را نشون میدم ولی چون دخترم اصلاً از گریه کردن خسته نمیشه بعد چند دقیقه میرم پیشش و سعی میکنم بهش محبت کنم و البته نه با اجابت خواستش . می ترسم با بی تفاوتی زیاد کمبود محبت بگیره

مامان سهند و سپهر
ارسال پاسخ : 1393/2/13 - 11:46
  من میدونم که باید صبوری کرد
امتحانش هم خیلی آسونه
یه بار صبوری کنید و محل نگذارید
یه بار هم شما هم بااهاش به لجبازی بپردازید
و بعد هم فکر کنید به نتیجه ای که از هر دو رفتار گرفتید
اگر راه لجبازی و انتخاب کنید امکان روز به روز بیشتر و بیشتر شدنش وجود داره.
پس بهتره صبور باشیم و خونسرد در این مواقع تا این سن نینی ها هم سپری بشه .
ولی واقعا کار سختیه و باید ما مامانها روی خودمون کار کنیم تا بتونیم صبوری کنیم و حواس نی نی هامونو پرت کنیم از موضوع لجبازی.
تا این امر براشون باقی نمونه و همیشه انسان لجبازی نشن.

مامان پریسا
ارسال پاسخ : 1393/2/13 - 11:29
  تا جایی که براتون امکان داره نیاید از کتک زدن استفاده کنید!!!!

وقتی بچه لج میکنه باید سعی کنید از اون محیط خارج بشید ... حواسش رو پرت کنید ... و در نهایت خودتون رو به بی خیالی بزنید..

هر چه بیشتر روی حرفتون پافشاری کنید بچه بیشتر لج میکنه.....


اگر بتونید به مدرسه ی مامان ها سر بزنید در این مورد مطالب بسیار خوبی داره.
پسندها (2)
نظرات (3) ارسال نظر
مامان پرهام
13 اردیبهشت 93 10:11
مرسی عزیزم
مامان آرتین
13 اردیبهشت 93 10:12
واقعا سپیده جوون ی وقتایی آدم اینقدر عصابی میشه که دوست داره خودشو بزنه. ولی بنظرم صبوری و گفتن ذکر بهترین راه حله!! خدا ایشالله به هممون صبر بده.
نجمه مامی آرتین و آیسودا
14 اردیبهشت 93 0:47
سلام سپیده جونم من که دیگه واقعا به ته خط رسیدم نمیدونم چه جور باید با آرتین رفتار کنم .توی خونه ما همیشه دعواست از یه طرف دخترم ( 10سالشه)از یه طرف آرتین 2 سال و 4 ماهه خیلی سخته که بین دوتا بچه رو بخوای تعادل برقرار کنی آخر سر هم به دعوا کردن آیسودا ختم میشه یعنی آرتین برنده میشه.اونم خوشحال که آیسودا رو سر جاش نشونده و روز به روز بدتر و لجوج تر میشه واقعا به کمک نیاز دارم.اگر میتونی حتما راهنماییم کن.
سپیده
پاسخ
نجمه جان یه بحثی در این مورد تو قسمت پرسش و پاسخ نی نی وبلاگ با دوستان داریم که بعد از اتمام بحث اینجا تو ادامه مطلب همین پست کپی اش می کنم. اگر می تونستی تو هم یه وبلاگ تو نی نی وبلاگ می زدی خوب بود. اینجوری تو همه بحث ها شرکت می کردی و مشکل رو می گفتی.
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به کودک من می باشد