انگوری و خاله پیش‌پیش
X
کودک من
بازدید : مرتبه

 لطفا برای شادی روح محمد رزاز

(برادر مدیر وبلاگ کودک من)

صلوات بفرستید



موضوع :
تاريخ : 1 / 2 / 1395 | نویسنده : سپیده
بازدید : 1451 مرتبه

داستان نوشتاری انگوری و خاله پیش پیش


ادامه مطلب :

انگوری یک گربه سیاه کوچولو بود. یک روز مادر صدایش زد و گفت:«انگوری جان! امروز این ظرف پنیر را برای خاله پیش پیش ببر. توی راه مواظب سگ ها باش. سگ ها دشمن گربه ها هستند. آن ها را دنبال می کنند و می گیرند و می خورند.»

انگوری گفت: «باشه مامان، مواظبم.»

و پنیر را در سبد کوچکی گذاشت و به راه افتاد. خاله پیش پیش در دهکده دیگری زندگی می کرد.

انگوری رفت و رفت. او تا آن روز هیچ سگی را ندیده بود. انگوری از کنار مزرعه ای می گذشت که حیوان سبز کوچکی دید. او وسط راه نشسته بود و اطراف را نگاه می کرد.

انگوری با خود گفت: «نکند این سگ باشد؟ ولی با این کوچولویی چطوری می خواهد مرا دنبال کند و بگیرد؟»

انگوری جلو رفت و با صدای بلندی گفت: «سلام آقا سگه! حتماً خیلی دلت می خواهد که مرا دنبال کنی و بگیری.»

آن حیوان سبز، یک قورباغه بود. با صدای بلندی خندید، قورقور کرد و گفت: «چه گربه کوچولوی نادانی هستی! من که سگ نیستم. قورباغه ام. حالا راهت را بگیر و برو. اگر واقعاً یک سگ دیدی، خیلی مراقب باش.»

انگوری دوباره به راه افتاد. رفت و رفت. این بار یک حیوان سفید کوچولوی پشمالو دید.

انگوری فکر کرد: «چه حیوان قشنگی! حتماً مثل قورباغه بی آزار است!»

بعد گفت: «سلام پشمالو سفیده! تو این دور و بر سگ دیده ای! البته فکر نمی کنم هیچ سگی بتواند مرا بگیرد!»

حیوان سفید پشمالو که یک سگ بود، واق واقی کرد و گفت: «معلومه که این دور و برها یک سگ دیده ام! خودم!»

و به طرف انگوری پرید. انگوری فرار کرد، آن هم چه فراری! سبدش را انداخت و از درختی بالا رفت.

سگ سفید مدتی زیر درخت ماند و واق واق کرد. بعد هم خسته شد و از آنجا رفت.

انگوری باز هم مدتی روی درخت ماند و دید که هیچ خبری از آقا سگه نیست. آرام آرام پایین آمد و گفت: «کی فکر می کرد که آن حیوان سفید پشمالو یک سگ باشد؟!»

بعد سبدش را برداشت و دید که پنیر سرجایش است. آن وقت با احتیاط به طرف خانه خاله پیش پیش به راه افتاد.



موضوع : قصه و داستان
درباره وبلاگ

من یک مادر هستم. تجربه زیادی ندارم و سعی می کنم با خواندن تجربه کسب کنم. سعی می کنم چند پله جلوتر از رشد کودکم پیش برم. بعضی از مطالب این وبلاگ تجربی و بعضی ها هم با ذکر منبع از سایت هایی گرفتم و بیشتر مطالب را از سایت های خارجی ترجمه کرده ام. لطفا اگر کسی تجربه ی خاصی دارد در اختیار من و دوستان قرار دهد تا بتوانیم فرزندان سالم و صالحی داشته باشیم. اگه مطالب وبلاگ رو خوندید و براتون مفید بود فقط دعا کنید تا دخترم همیشه در صحت و سلامتی باشه و برای شادی روح برادر عزیزم صلوات بفرستید. (آلبوم غذاها و دسرها فقط برای دل خودمه و بعضی از دوستان هم لطف کردند و غذاهای خودشون رو ارسال کردند.) با زحمت مطالب رو جمع کردم لطفا کپــی نفرمایید. کپــــــــــي کــردن ممنــوع
1


موضوعات
آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 30 نفر
بازديدهاي امروز : 8209 نفر
بازديدهاي ديروز : 22333 نفر
بازدید هفته قبل : 49027 نفر
كل بازديدها : 23212633 نفر
امکانات جانبی