وبلاگ کودک منوبلاگ کودک من، تا این لحظه 6 سال و 11 ماه و 30 روز سن دارد

کودک من

تدریس نشانه ل

1397/11/23 22:10
نویسنده : وبلاگ کودک من
46 بازدید
اشتراک گذاری

همچون تدریسهای قبلیتون کارت واژگان نشانه ل رو اماده کنید و میان گروه ها تقسیم کنید

از بچه ها بخوایین که با خود کاردستی یا نقاشی چیزهایی رو بیاورند که نشانه ل دارد مانند(فیل لاک پشت کلاغ لک لک بلبل پلنگ تلفن النگو لامپ گل )یا (کلم لبو لیمو شلغم پرتقال)

نشانه ل رو به صورت فانتزی و در ابعاد بزرگ روی تابلو بکشین

 برای ایجاد انگیزه می توانید از راهکارهای زیر استفاده کنید
میتونید بچه ها رو ببرین حیاط مدرسه و باهم بازی فوتبال و والیبال انجام بدن
یا در حیاط مدرسه براشون مسابقه لی لی بگذارید
از والدین هماهنگ کنی که برای بچه ها شلغم یا لبو بیارن


با ورود به کلاس شاد و سرحال با بچه ها سلام کنید و شعر سلام رو براشون بگین

سلام
سلام به روی ماهتون به گرمی نگاهتون

به قلب پاک و صافتون به موهای سیاهتون

سلام سلام بچه‌ها گل‌های سرخ و زیبا
سلام سلام بچه‌ها عزیزای مثل ماه

سلام به هر ستاره به ابر پاره پاره

به دانه ای که از خاک درآمده،دوباره

سلام چه خوب و زيباست غنچه روي لبهاست

به هر كي مي رسيم ما كلام اول ماست


خودتون دستمال کاغذی ببرین کلاس با بچه ها گل درست کنید


به بچه ها بگین یک لانه و پرنده نقاشی کنن


میتونید یه تلفن دست بگیرید و با ورود به کلاس این شعر رو بخونید
 تلفن

بازتلفن زنگ میزنه 

توگوشم اهنگ میزنه

من گوشی روبرمیدارم

میگم الو سلام دارم

باباجونم صداش میاد

صدای خنده هاش میاد

ازپشت سیم به من می گه

بزرگ شدی حالا دیگه

صدافرین برپسرم 

برات یه هدیه می خرم


میتونید ل غیر اخر رو بکشین و تبدیل کنید به ساختمان پلاسکو و برای بچه ها در مورد ان توضیح دهید

می توانید داستنهای زیر رو برای بچه ها تعریف کنید
یکی بود. یکی نبود. غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود.

بابا الفبا یه بابای پیری داشت که خوب نمی تونست راه بره. واسه همین براش عصا درست کرده بود. اما بابا بزرگ حواسش پرت می شد و عصاشو گم می کرد.
یه روز هم که بابابزرگ عصاشو گم کرده بود، بچه های بابا الفبا دنبال عصای بابا بزرگ گشتن، اما این دفعه نتونستن پیدا کنن. واسه همین نشستند و فکر کردند که چیکار کنند که بابابزرگ عصاشو گم نکنه. 
بچه ها می دونید حدس بزنید که چه فکری کردند؟

بله عزیزان من. 2 تا عصا برای بابا بزرگ دست کردند که اگه یکیش گم شد و یا خراب شد، بتونه از عصای اضافی استفاده بکنه. البته این تنها مزیتش نبود. روی عصا دزد گیر هم نصب کرده بودند. اگه گفتین صدای دزدگیر چطوری بود؟

بله بچه های گلم، صدای عصای بابابزرگ این بود: ل ل ل ل ل              ل ل ل ل ل ل


داستان ل
يروز ي دوستي بود تو شهر الفبا ك همش ولو ميشد اينور و اونور. ميرفت رو مبل لم ميداد. ميرفت رو تو خونه ولو ميشد. همه بهش ميگفتن تنبل. 
يروز ك داشت ميرف رسيد ب يك گل لاله. ديد گل داره گريه ميكنه. گفت چرا غمگيني؟ گل لاله گفت من هيچ دوستي ندارم. بعضي وقتا خيلي تشنه ميشم اما كسي نمياد ب من آب بده. 
دوست تنبل گفت من از اين ب بعد دوستت ميشم و هر روز برات آب ميارم
گلهاي ديگه هم صداشونو شنيدن. گل نيلوفر گفت خوب برا ما هم آب بيار. 
بله از فردا دوست تنبل هر روز ميرفت و ب گلها آب ميداد. ديگه اون تنبل نبود. و رئيس شهر الفبا يعني آ اول خيلي از كارش خوشش اومد. از اون ب بعد همه بهش ميگفتن ل مهربون

نشانه جدید رو با شعر به بچه ها معرفی کنید

مامان نی نی را ناز کن

تورختخواب لالاش کن

لـ غیر آخر هم با بلبل

اومدو زود  صدا کرد

منم ل آخر  گل

همیشه دوست بلبل

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
نظرات (0)

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به کودک من می باشد