وبلاگ کودک منوبلاگ کودک من، تا این لحظه: 7 سال و 6 ماه و 19 روز سن داره

کودک من

تقویت هوش کلامی کودک

1397/11/25 13:24
نویسنده : وبلاگ کودک من
321 بازدید
اشتراک گذاری

توانایی کودک شما در درک کلمات، بیان آنها و ساختن کلمات پیچیده تر می باشد. کودکانی که در این زمینه باهوش هستند، در بازی با کلمات و ادا کردن جملات پیچیده تر (مانند: قوری گل قرمزی) مهارت فراوانی دارند.

آنها از شنیدن صدای کلمات لذت می برند و به جای تصاویر، با کلمات فکر می کنند. این کودکان کتابخوانانی حریص یا نویسندگانی شیرین قلم خواهند شد. پرورش این هوش در بزرگسالی به کودک شما در نوشتن، مطالعه، داستان و شعر گفتن، حل کردن جدول و توانایی سخنرانی در جمع کمک می کند. شغل های مناسب برای کودکانی که در این زمینه هوش قوی تری دارند در آینده عبارتست از: شاعر، روزنامه نگار، نویسنده، معلم، وکیل، سیاستمدار، مترجم راهکارهای پرورش هوش کلامی: در دوران نوزادی خزانه لغات کودکتان را با صحبت کردن و حرف زدن با او بالا ببرید. نوزاد خود را بغل کنید به چشم هایش نگاه کرده و ماجرای روزتان را برایش تعریف کنید. این کار ممکن است احمقانه به نظر بیاید ولی به او در تولید صدا و تبدیل آن به کلمات کمک می کند. هنگامی که کودک توانایی نشستن پیدا کرد او را در کنار سفره خانواده گذاشته و در مکالمات خانواده شریک نمایید. در سنین زیر ۲ سال با کودکتان تصاویر کتاب ها را ورق بزنید. در ۲ سالگی برای او کتاب بخوانید تا هنگام باسواد شدن او این کار به داستان خوانی شخصی تبدیل شود 

1. می توانید با گفتن لطیفه، چیستان ذهن کودک رو به چالشی شیرین دعوت کنید.

2.  خواندن، نوشتن داستان.
به کودکتان درست کردن کتاب داستان را پیشنهاد بدهید. کودکان کم سن می توانند نقاشی کنند و داستان را برای شما بگویند و شما در کتاب داستان شان بنویسید. یا قصه ای از خود بسازند.

3. بازی با کلمات. بازی های زیادی در این زمینه هست که می توانید با جستجو در اینترنت بیابید و با لذت و هیجان با کودک تان شریک شوید در چشیدن طعم خوش گفتگویی هدفمند! 

4.  همراه با کودک یک مشاهده ساده علمی انجام داده و از کودک تان بخواهید مشاهده اش را وصف کرده و یادداشت نمایید.

و تجارب بنده : 

در 2 سالگی وقتی ساجده رو از شیر گرفتم ؛ سعی کردم با خواندن کتاب بخوابه و با گفتن داستان خوابش می برد. کم کم کتاب داستان هایی با تصاویر رنگی مختلفی تهیه کردم و براش می خوندم. به مرحله ای رسید که خودش کتاب رو به دست می گرفت و داستانهایی رو می ساخت و سعی می کرد مانند گفته های من داستان بگه. 

بزرگتر که شد نقاشی می کشید و روی نقاشی هاش داستان می زاشت و همراه با گفتن داستان ؛ نقاشی رو کامل می کرد. 

به مرحله ای رسید که مثل بازی اسم و فامیل قدیم خودمون با هم پیش می رفتیم. تا الان که مدرسه رفته و اکثر وقتا بازیهای رو در این زمینه انجام می دیم. 

حالا نتیجه هوش کلامی که در گذشته باهاش کار کردم رو می بینم. 

پسندها (1)

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به کودک من می باشد