وبلاگ کودک منوبلاگ کودک من، تا این لحظه: 7 سال و 6 ماه و 27 روز سن داره

کودک من

چشم چشم دو ابرو

بچه ها تو سن ۱ سالگی که می رسن ، سراغ مداد و خودکار و کاغذ می رن و ماها باید این عملکرد رو حسابگرانه هدایت کنیم. مداد و دفتر نقاشی رو به محمدصادق می دم و بهش می گم: خط بکش... خودم هم شروع می کنم به خط کشیدن. رنگ مداد رو عوض می کنم و براش جالب تر می شه و از رنگهای مختلف لذت می بره.‌ نقاشی می کشم و همزمان با کشیدن نقاشی داستانی رو از خودم براش تعریف می کنم. تا به لحظه کشیدن "چشم چشم دو ابرو" می رسم ... و علاقه اش بیشتر می شه و با ایما و اشاره ازم می خواد که دوباره این شعر رو بخونم و نقاشی اش رو بکشم. الان محمدصادق ۱۵ ماهشه و وقتی بهش می گم : دفتر نقاشی رو بیار تا چشم چشم دو ابرو رو بکشم زودی می ره تو اتاق و دفت...
19 آبان 1398

بنداز تو سبد😊

سبد اسباب بازی هاش رو خالی کرد و کمی با اسباب بازی هاش بازی کرد خسته شد و آماده بهانه گیری بهش گفتم : بیا اسباب بازی ها رو داخل سبد بزاریم. شنیداریش خوبه و با گفتن جمله من، اولین اسباب بازی رو داخل سبد انداخت. حالا نوبت اون بود که اسم اسباب بازی ها رو بهش بگم. قورباغه رو بنداز تو سبد عروسک رو بیار و بنداز تو سبد حالا نوبت جغجغه است. و کم کم تمام اسباب بازی ها جمع شد بچه ام اینقدر تو حس رفت ، که سبد رو هم برد تو اتاقش گذاشت😀 ...
18 آبان 1398

حباب بازی

با بازی، قهقهه‌های کودک شما در خانه می‌پیچد. این نکته طلایی را فراموش نکنید: هرچه نوزادتان بیشتر بخندد کمتر فرصت گریه کردن دارد. امروز تو حیاط با محمدصادق ۱۵ ماهه بازی "حباب بازی" انجام دادیم. البته شروع این بازی از خیلی وقت پیش بود، اون موقع که سن اش کمتر بود.‌ الان هم گاهی این بازی رو انجام می دیم. اولش براش تعجب آور بود از اینکه می دید حباب ها می ترکن... الان دیگه منتظر ترکیدن حباب ها است.   😍😍😍😍 پ ن : می گم دقت کردید حباب بازی چقدر ایده برای بازی ها و سرگرمی های جدید بهتون می ده!  مثلا امروز حباب بازی انجام دادیم و با اومدن کلییی حباب من و محمدصادق میان کلییی حبا...
18 آبان 1398

علت تاخیز کلام کودک

آیا کودک من با تأخیر کلامی درگیر است؟ پرسش: پسر دو ساله‌ای دارم که هنوز نمی‌تواند صحبت کند لطفاً بفرمایید آیا تاخیری در تکلم کودکم به وجود آمده و چطور می‌توانم کمکش کنم؟  پاسخ: پسرتان دو ساله است و هنوز نمی‌تواند صحبت کند. او قادر به بیان تعدادی کلمه است اما شما تصور می‌کنید که در مقایسه با همسالانش عقب‌تر است. شما به یاد می‌آورید که خواهر او در این سن می‌توانست یک جمله کامل را بیان کند. به امید این که او بزودی بهبود خواهد یافت، مشورت با متخصصان را به تأخیر می‌اندازید. شما به خود می گویید «برخی بچه‌ها سریع شروع به راه رفتن می‌کنند و برخی سریع‌تر صحبت می‌ک...
18 آبان 1398

تولد 8 سالگی ساجده عزیز با تم یونیکورن(اسب تک شاخ)

و تولد 8 سالگی دختر گلم رو با تم یونیکورن که همون اسب تک شاخ باشه برگزار شد. و انتخاب تم تولدش هم به عهده خودش بود.  عکسها رو برای ایده به نی نی وبلاگی های عزیزم به اشتراک می زارم اول از همه عشق جان                    کارت دعوت برای دوستان ساجده که خودم درست کردم   تل یونیکورن که توسط عمه جان درست شده بود   شانه سرهایی که به کمک عمه جان برای گیفت به دوستاش درست کردیم   ژله هایی که برای مهمان ها درست کردم   عدد 8 که درست کردم   تزیینات یونیکورن روی لباسی که قبلا داشت رو...
13 آبان 1398

مهمان ناخوانده

مدتیه کتاب داستان "مهمان ناخوانده" رو برای محمدصادق که الان ۱۵ ماهشه می خونم.  وقتی بهش می گم که کتاب داستان بیار، این کتاب رو برام می یاره.‌ اما روش خوندنم مطابق با سن اش هست.  مطالب کتاب بصورت شعر هست که از حوصله بچه خارجه . پس مجبورم با ادا و ایما و اشاره و حرکات و ... و بصورت نمایشی اجراش کنم تا براش خوشایند بشه.  به این صورت که اول کتاب عکس مادربزرگ مهربون است که خوابیده.  مامان: (در حالیکه دستمو روی بینی ام گذاشتم و علامت سکوت رو می دم) مادربزرگ مهربون چکار می کنه؟  محمدصادق: خا (یعنی خوابیده)  مامان: انگشتتو بزار رو عینکش و اینجا انگشت محمدصادق رو روی عینک می زارم.&nb...
13 آبان 1398

بازی با کودک ۱۵ ماهه

امشب تمام مطالبی رو که در مورد بازیهای کودکان بود و قبلا در وبلاگم در مورد ساجده ثبت کردم رو خوندم... یادش بخیر... چقدر با هم بازی کردیم و الان که ساجده ۸ سالشه دارم نتیجه اش رو می بینم.  بازی کردن با کودک از سن پایین تاثیر زیادی روی هوش و استعدادش داره... و حالا بازی هایی که با محمدصادق ۱۵ ماهه انجام می دم 😍 از خیلییی خیلییی پیش توپ بازی جز بازی های اصلی ما بود. قبل از اینکه بتونه راه بره، روبروی هم با فاصله کم می نشستیم و توپ رو به سمت همدیگه هل می دادیم... خیلی براش سرگرم کننده و جالب بود.  کم کم بازی نشسته تبدیل به شوت زدن با پا شد... اینکه بهش می گفتم : با پا شوت بزن ... و گاهی اوقات وقتی شوت می زد، دس...
13 آبان 1398
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به کودک من می باشد