وبلاگ کودک منوبلاگ کودک من، تا این لحظه: 7 سال و 6 ماه و 27 روز سن داره

کودک من

داستان ق

ديروز ف غير آخر داشت تو پارك بازي ميكرد. يهو خورد زمين و پاش پيچ خورد. دور و اطرافشو نگاه كرد و ديد اي داد بيداد نقطه شو از  رو سرش افتاده. با اون پاش شروع كرد ب گشتن. ف آخر اومد و گفت:چرا اينجوري راه ميري.   گفت :آخه پام پيچ خورده و نقطمم رو هم گم كردم. ف آخر گفت بيا تو بغلم تا ببرمت پيش دكتر. ف. غير آخر گفت : پس نقطه م؟؟  همه ي حرفاي اينا رو قمري مهربون شنيد و گفت:شما استراحت كنيد من براتون پيدا ميكنم.   قمري ،گشت و گشت. لا ب لاي گل ها رو ديد. وااااااي اينجا چقد نقطه هست.   بعد با نوكش يك نقطه و با ي چنگال دستش يك نقطه و با اون يكي چنگالش يك نقطه ديگه برداشت.   رفت رو سر ف غير آخر دوتا نقطه گذاشت. خوب كه ...
17 بهمن 1397

داستان «اُ» استثنایی

یکی  از مشکلات آموزشی که موجب نوشتن غلط کلمه می شود « اُ » استثناء است . واژه هایی مثل ( خوش، خورشید، خوراک، نوک، دو، خود، تو و…) را ممکن است دانش آموزان به صورت ( خُش، خُرشید، خُراک، نُک، دُ ، خُد،تُ و….) بنویسند،چون تعداد اینگونه کلمات محدود هستند . می توان با نوشتن این کلمات بر روی یک صفحه ی مقوایی، نوشتن آن‌ها را به کودکان یاد داد ، یعنی‌ از حافظه‌ی‌ بصری‌ آنان استفاده نمود . البته در هنگام آموزش می توان از روش قصه گویی استفاده نمود .  مثلا « او » به حرف بابا و مادرش گوش نداده و بدون لباس گرم بیرون رفته و با دوستانش بازی کرده البته به دوستانش هم گوش نداده و لب...
17 بهمن 1397

صبحانه مقوی برای بالای 1 سال

مود لازم : شیر یک فنجان  خرما 2 عدد بیسکویت مادر 2 عدد پودر بادام  خرما را با شیر روی شعله می گذاریم تا خرماها کمی نرم شوند و در شیر له شوند. بیسکویت مادر و کره و پودر بادام را اضافه می کنیم. به قوام که آمد زیر شعله را خاموش می کنیم. حالا بعضی از مامانها سویق هم اضافه می کنند. ممکنه سویق سیب (پودر تفت داده شده سیب ) و یا سویق میوه های دیگر ...
16 بهمن 1397

داستان *آتش*

یک روز مامان موشی به بچه اش گفت: « من امروز جایی نمی رم. می خوام بمونم خونه و برات آش سه گردو بپزم. » موشی گفت: « منم بپزم، من بپزم؟ » مامان موشی چوب خشک ها را گوشه ی خانه جمع کرد.             موشی نشست و به چوب ها نگاه کرد. مامان موشی کبریت زد و چوب ها آتش گرفتند. موشی جیغ کشید. پرید عقب و به آتش گفت: « وای! تو کجا بودی؟! » مامان موشی خندید و گفت: « موشی! نزدیک آتش نیا تا من بیام. » و رفت گردو بیاورد.  موشی همانجا نشست و به آتش نگاه کرد. آتش، جیریک جیریک آواز می خواند. موشی گفت: « آواز هم که بلدی بخونی! » آتش گفت: « بله که بلدم. هم بلد...
16 بهمن 1397

شعر نشانه ل

آهای آهای بچه جون  بچه ی خوب و خندون  نگاه بکن به جدول  همیشه این رو بدون  لـ غیر آخر منم  دوست ل آخر منم  به جز آخر همه جا  جای منه بچه ها دستم رو خط درازه  قیافه ام چه نازه  ببین نقطه ندارم  سر به سرت می ذارم  ما دوتایی بچه ها  دوشکل داریم یک صدا  دوستم ل آخره  از همه حرفا سره  خورده پیاز و دنبه  شده چاق و قلنبه  دستش رو خط دراز نیست به نقطه اش نیاز نیست  حالا من و شناختی؟ کدوم نشونه هستم ؟ ل هستم و ل هستم ل هستم و ل هستم تشکراز استاد توکلی ...
16 بهمن 1397
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به کودک من می باشد